{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

for me

part: 37
-: اگر الان انجامش بدیم قول نمیدم راه برگشتی بمونه
:پس انجامش بده

شوگا لبخند زیر پوستی ای زد
-:اجازه هست؟
:هست

شوگا فاصله رو به صفر رسوند و بو*سه گرمی رو شروع کرد
این بو*سه برعکس قبلی خیلی ملایم تر و عمیق تر بود ملایم بود ولی پر از خواستن...
بعد از چند مین از هم جدا شدن و نفس نفس میزدن و زدن زیر خنده
بعد شوگا ا/ت رو گرفت توی بقلش و بوسه ای روی موهاش گزاشت

:الان چه اتفاقی داره میوفته؟
-:احتمالا به هم اعتراف کردیم
:و از این به بعد اوضاع چطوریه؟
-:هرجور که تو بخای

ا/ت با گزاشتن بوسه ای سطحی روی ل*ب شوگا خواستن رو بیان کرد

بعد از نیم ساعت لاو ترکوندن بلاخره افتخار دادن و کلبه درویشی بچهارو با حضورشون روشن کردن و برگشتن

جیمین شلوارکی پا کرده بود و پیشبند اشپزی بسته بود و موهاش رو بالا بسته بود و یه کف گیر در دست داشت و دست به کمر بالاسر باربیکیو وایساده بود

جیمین: اوووو بچها میبینم که دست تو دست برگشتیننن
لونا: بچهااا؟
جونگکوک: شوگا؟

شوگا خنده پیروزی ای کرد و دست ا/ت رو بالا برد و گفت: ارهههه بالاخره گفتممم
جیمین: ایولللل موفق شدی پسسس
لوسی: همچی طبق نقشه پیش رفتت؟
شوگا: نه دقیقنن...ینا سر و کلش پیدا شد ولی خب زود شرش کم شد
:صبر کنید ببینم؟ نقشه؟شما پشت سر من نقشه کشیدین؟
جونگکوک: قرار بود اعتراف کنه خب میومدیم چی میگفتیم
:ایش

هوا دیگه تاریک بود و وقت شام بود نشستیم پشت میز و شروع کردیم به غذا خوردن


تهیونگ: خب جیمین منو تو موندیم داداش
لونا: منم موندم هنوز
جیمین:شرمنده بچها من که فعلا با هِلن در ارتباطمو رابطمون داره خوب پیش میره، شما دوتا بدبخت سینگل موندین و دارین همو میکشین خواهر برادری
دیدگاه ها (۳)

for me

for me

for me

for me

for me

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط